أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

69

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

« سين » است پنهان است ( مراد الف در اسم الله است كه در اصل باسم الله بوده است ) اين ، آگاهانيدن به سرّ معيّت و سريان حكم جمع به واسطه احديت مىباشد ، و همين‌طور در وسط اسم « الله » و اسم « رحمان » كه اين دو ، دو اصل‌اند و براى باقى اسما پنهان است . ( 21 ) . امير سيد على همدانى - قدس سره - در كتاب اسرار النقطه‌اش فرمايد : بدان كه حقيقت نقطه به اعتبار اختفا و پنهان شدنش به صورت « الفى » و ظهورش بدان ، و همين‌طور به اعتبار اختفا ، و پنهان شدن صورت « الفى » به صور حروف نوشتنى و ظهورش در درجات و مراتب مخارج حروف - به واسطه امتداد و كشيدن نفس انسانى و ظاهر و هويداشدن‌هاى اعيان حروف بدان - داراى سه مرتبه است : نخستين مرتبه آن پيش از امتداد است و آن مرتبه اتحاد مىباشد - يعنى مرتبه استهلاك نقطه در آن - استهلاك و محوى كه نه اعيان آن تعينات ظاهر مىگردد و نه خصوصيات آن‌ها از هم امتياز مىيابد و نه مطلقا امكان شهود و ادراك آن‌ها هست ؛ اين ( مرتبه از اتحاد ) اشاره است به مرتبه هويت غيبى پيش از تعين ، و استهلاك كثرت اسمايى و آثار صفاتش در احديت ذاتى و هويت غيبى ، و اعتبار تنزيه و تقديس و دورداشت آن ( نقطه و احديت ذاتى ) از هر اسم و رسمى ، و درآمدنش در محدوده عبارت و اشارت ، و محدودشدنش در دايره هر علم ، و رها بودنش از هر صفت و نعتى و آزاد بودنش از بند هر حكمى ؛ بنابراين حضرت هويت را - جلّت عظمته - به اين اعتبار ، نامى كه بدان دلالت مطابقه با حقيقت او - كه مجرد و رهاى از تقييد و اطلاق است - داشته باشد نيست ، نه از كلمات مركب و نه از حروف بسيط . مرتبه دوم آغاز نفس است به ايجاد و پديدآوردن حروف ، حال تعين يافتنشان در مخارج آن ، و تنزلات آن‌ها در مدارج آن ، و بر شدن و بازگشت آن‌ها به باطن و درون - در بازگشت‌گاههاى مراتب و معارج آن - و تعين يافتن عين « الف » ( در اين مرتبه ) در عين نفس كشيده شده و ممتد - از حيث امتداد و استلزامش مر اعيان حروف نسبى و حقايق اضافى آن‌ها را - كه اشاره است به تعين اعتبارى نخستين كه عبارت از مبدأ واحديت و غيب مراتب جبروتى و كانون صدور شئون تجليات ربانى ، و نيز ملازم بودن ربوبيت است مر مربوب‌هاى نسبى را و پديدآورنده موجودات اضافى را ، و ظهور الوهيت را به واسطه